سيد محمد كمره اى
402
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
و در موقع تاريكى مثل گربه فرار و مثل سوسمار پنهان شوم . همينقدر در غياب شماها گفتهام وثوق الدوله و نصرت الدوله و فرمانفرما فاسد هستند اما ما آنها را افسد نموديم و به زور مجبور نموديم كه آنها ضديت با عامه نمايند و عامه را به دسايس و افترا واداشتيم كه با آنها دشمنى نمايند . گفت فرمانفرما را ديگر داخل ما نكن . گفتم او هم همچنين به عقيده خودم . بعد اظهار نمودم كه من به جهت كار و مقصد معينى آمدهام كه قصد اظهار او است و اين گونه حرفها را قصد دخول ندارم و اگر موقع شد حاضرم كه جهات جدايى و دورى از شما را بگويم و شما را محكوم نمايم . خنديد و گفت حاضرم . اصل موضوع بعد گفتم در خصوص محبوسين و متهمين به كميته مجازات چرا بايد اينهمه وقت مبتلا باشند ؟ سيزده چهارده ماه مبتلا و گرفتار . اينها اگر استنطاق شدهاند چرا رسيدگى استنطاق آنها نمىشود ؟ و اگر مجازاتى هستند مجازات نمىشوند ؟ عيال و اطفال آنها چه تقصير كردند ؟ يا آنها را اگر استنطاق شدهاند مرخص يا مجازات يا كفيل از آنها بگيريد ، هروقت آنها را بخواهيد حاضر شوند و اگر چند روزى كار آنها باقى است مخارج عيالات آنها را بدهيد و خود مشغول به اتمام كار آنها باشيد . استدلال دولت گفت گرفتارى آنها و طول مدت آنها با من نبود . با كابينه علاء السلطنه بود كه آنها را معطل . خود من هم به همين ملاحظه كه چرا بايد اينقدر طول بكشد و اگر بىتقصير هستند مرخص و اگر بايد مجازات و تبعيد شوند فورى . به همين ملاحظه دوسيه آنها را كه در زمان وزارت داخله قوام السلطنه آورده بودند ، او بعد از خواندن بسته و مهر نموده و در هيئت وزراء سپرده بود و آقايان سابق و اسبق به همين قسم آنها را بدون تكليف كه معين كرده باشند معطل . من براى اينكه واقعا آنها را از اين گرفتارى بىتكليفى بيرون آورم و با همه قسم گرفتارى خودم چند شب است دوسيه آنها را مىخوانم كه اگر برائت آنها روشن است